زوپرمن با ماست , با کره , با نان بربری , نه وایسا , چرت گفتم , می خواستم بگم :
زوپرمن غیبت نکرده بود , در میان ما مردم ( من و شما ) زندگی می کرد , اون هم با سادگی , ولی ما نخواستیم ببینیمش , نخواستیم باورش کنیم , همه به هم وعده میدادیم که یک روزی زوپرمن ظهور خواهد کرد , ولی ما مردم ابله نمی خواستیم باورش کنیم , حتی به روی مبارک هم نمی آوردیم , ما اخمق بودیم , فعل دیدن را صرف نکردیم , اصلا یه بارکی فعل ندیدن را صرف کردیم , زوپرمن در بسیاری از میادین آقایی می کرد , ما ناظر کارهایش بودیم , ولی هیچ وقت نفهمیده بودیم که او همان زوپرمن موعود است , همان زوپرمنی که بسیاری از میادین را زیرورو خواهد کرد , کی باور میکرد زادگاه زوپرمن " سوئد " باشد ؟ کی باور می کرد از سرزمینی بیاد که بوی الــکل میده ؟ ولی او آمد , همین امروز بود که به طرزی باورنکردنی فهمیدم که اون کسی نبوده جز زلاتان ابراهیموویچ ..... لطفا ویدیوی زیرو ببین تا بفهمی من چی میگم .... :
..::.. ویدیوی زوپرمن آمد با هنرمندی زلاتان ابراهیموویچ ..::..
حرفی حدیثی نظری پبشنهادی انتقادی سوالی چیزی نداری بالام جان ؟ (0 نظر)وای بر من , وای بر من , ای وای اگر بدانم که به کجا میروم , هرچند که رفتنم مهم نیست , ولی اونایی رو که دارم با خودم میکشونم و میبرم مهمن , مهم
وای بر من که یادم رفته از کجا اومدم , یادم رفته رسالتم چی بوده ولی حالا چی شده... تا هرکس اومد ساز مخالف بزنه تو نطفه خفش کردم , قکر میکردم خیلی قلدرم , ولی افسوس که فقط یه تفکر ابلهانه بود , افسوس که دیگه خیلی دیر شده واسه پشیمونی...حتی واسه نوشتن... وای
وای بر من که حتی به خدا هم فرصت انتقاد ندادم , تا هرکس اومد از من انتقاد کنه , دادم جان بر کفان با مشت و لقد نشوندنش سر جاش , ولی افسوس که نه این دنیا رینگ بوکس بود و نه من بوکسور خوبی بودم ...
وای بر من که هرکس یاد مرا در قلبش آتش زد , نجس دانستمش , کافر دانستمش و زدم تو سرش خفش کردم... وای بر تو که باور کردی...
وای برمن که شدم پیامبر معاصر , واسه خودم دین آوردم , شریعت آورم , و به مردم دیکته کردم که هرچی بلدین دروغه , هرچی میدونستینو بریزین دور , بیاین خودم درستشو بهتون یاد بدم , با من بیعت ببندین تا در امان باشین , در رفاه باشین , صداتونم در نیاد , ولی افسوس که من دیکتاتور خوبی نبودم... وای بر تو که دست مرا فشردی ...
وای بر من که باورم شد خدام , حتی تو لحظه های تنهاییم دیگه نموند واسم هیچ خدایی , هرکی خواست منو صدا بزنه , هرکی باهام کار داشت باید وضو میگرفت , دهنشو آب میکشید بعد صدام میکرد...
وای بر تو که آروم نشستی , ,وای بر تو که سکوت کردی , وای بر تو که جرات اعتراض نداشتی , خاک تو سره احمقت که منه گه رو قبول داشتی , منی که خودم , خودمو انکار میکردم ... من اگر اسمم علیست شهرت علی را ندارم , قدر علی را نمیدانم , حرمتش را نگه نمیدارم , وای بر ماردم که مرا علی صدا زد ...
مالزی چه خبر : وبلاگ فردا که توسط مهدی اداره میشد و خواننده های همیشگی خاصی رو داشت که میدونین خیلی وقته تعطیل شده بود , یک خانوم شیرمرد پیدا شده و میخواد از اوله اول ادامه بده , آرزوی موفقیت برای ایشان...
حرفی حدیثی نظری پبشنهادی انتقادی سوالی چیزی نداری بالام جان ؟ (0 نظر)اگه پارسیو پاس نمیداریم , اقلا انگلیسیو پاس بدارید ... !
معزلات فرهنگی موجود ! :
1-دیده شده عده ای در هنگام خدانگهداری در چت میگن "بای بای" , آخه عزیز دل برادر اقلا بگو "Bye" که نه روح حافظ تو قبر بلرزه (= بسی رنج برد در اون سال سی , که حالا توبری رو مخش؟؟؟ ) , و نه روح شکسپیر تو قبرش vibration کنه !!!! (PERSIAN or ENGLISH , this is the question)
آقاهه میگه یه خورده detail تر بیان میکنی؟ ... کاش میشد بگی یه خورده جزیی تر یا اگه خیلی سخته بفرماین more detailed ...
و اما راهکار ایساتیس : بنویسیم "English" بخوانیم "انگلیسی" , نخوانیم "انگلیش" که آشیست شله قلم کار .
2-میبینم که مجری بسیاری از شبکه های تلویزونی لوس آنجه لوس !! براثر ابتلا به بیماری روحی "خود خارجکی بینی " اصلا نمی تونن یک جمله ساده ( فاعل + مفعول + فعل ) رو کاملا به زبان شیرین پارسی بیان کنند , اگر از فعل فارسی استفاده کنند گویا خود را ملزم می بینند که به رسم ادب و تشکر از خارجکیا هم که شده بیان و مفعول انگلیسی استفاده کنند !! بابا آخه خانوم محترم کی میگه انگلیسی صحبت کردن شمارو خوششگلتر نشون میده , جوونتر نشون میده , ولی فارسی حرف زدن زشت . . . ؟؟؟ آخه جناب آقای پسر , کی میگه انگلیسی صحبت کردن خوشتیپی میاره , جذابیت میاره , دوست دختر میاره برات ... ؟
و اما راهکار ایساتیس : سعی کنیم بفهمیم فرهنگ ایران باستان بسیار غنی و پربارتر از فرهنگ فرنگه !! موقعی که اجداد من و شما داشتن در سرزمین پارس پیاز و سیب زمینی می کاشتن , هنوز آمریخا به دنیا نیومده بود که "کلینت ایستوود" و "جان وین" با تپانچه باهم دوئل کنن , هنوز مارکوپولو متولد نشده بود که خربزه مشهدی رو با خودش ببره فرنگستان بکاره .
3-این معزل Finglisi تایپ کردن هم که مثل بختک افتاده به جان صفر و یک های کامپیوتر مبارکمان , اصلا کامپیوتر دیگه خودشم تغییر هویت فرهنگی داده , به جای صفر و یک , کم کم داره صفر و one همه محفوظیاتمان را در حافظه اش حفظ می نماید.
و اما راهکار ایساتیس : کامپیوترتان را خاموش کنید بروید بخوابید.
شب به خیر
تا همين چند وقت پيش - 80-90 سال؟ خر حاکم بلامنازع خيابانها و اتوبانهاي ما بود !!!
آن دوران اينهمه تصادف منجر به مرگ و مير و خسارت در کار نبود. حداکثر سالي چند نفري از لگد خر ميمردند. سوختش همه جا فراوان و توليد داخلي به حد کفايت موجود بود. سوپر و معمولي هم نداشت !!! کسي هم حرفي از کوپني شدن پوسته هندوانه و هر آشغال ديگر نميزد. به جاي آلودگي, خروجي اگزوزش هم به هزار کار مي آمد. داخل هر خانه چند پارکینگ برای خر وجود داشت و هیچ کس نشنید که بر سر محل پارک خر دعوائی رخ داده باشد. سرقتش هم دشوار بود چون سیستم هوشمند ضد سرقت با عرعر و جفتک چارکش از حقوق خر سوار دفاع میکرد. خر دو مدل اتوماتیک و دنده ای نداشت. خر فول اتوماتیک بود. روابط انسانها در دوران خری ساده تر و صمیمانه تر بود. یاد نداریم که خرسوارانی مدام جلو زنها افسار برکشند و یا از خرشان درخواست عرعر به نشانه جلب توجه کنند.
دوران خوشی بود.
خر خود يک کارخانه مونتاژ کامل بود که کليه ماشین آلات خرسازی و قطعات لازم آن در همين خاک موجود بود و از یک لحظه غفلت خرسوار یک خر صفر کيلومتر در همان محل مصرف تولید و به بازار عرضه ميشد 
هیچ وقت کسی فکر نکرد که خر را در مالزی و...تولید کند. اقتصاد آن دوران هم اینقدر وابسته به کارخانه مونتاژ خر نبود که اجبارا آنقدر خر تولید کنند که دیگر آدمها قید بیرون آمدن از خانه را بزنند چون همه جا پر از خر است. با وجود همه اين فوايد, عرعرش هم خوش صدا تر از بوقهاي امروزي و عشفبازيش با خرهای دیگرهم بهتر از صد فیلم عاشقانه امروزی سرگرم میکرد. ياد باد آن روزگاران ياد باد.
و امروز ما همان خرسوارانيم و پيکان و پژو و... همان خر و قاطر و اسب قديم. و يادتان باشد که وقتي پشت خر خود مينشينيد و فرمانش را (افسار) رابه دست ميگيريد, پدال گاز خرتان را( همان چوب) زياد فشار ندهيد که باعث خسارت مالي و جاني به شما و ديگران است. خر وسیله حمل و نقل است. کورس گذاشتن ندارد. به رخ کشیدن ندارد. باد به غبغب انداختن ندارد چون شما تولید کننده خر نیستید. شما مصرف کننده خر هستید. دست به افسار خوب داشتن مایه افتخار نیست بلکه خوب خر راندن و طبق مقررات خر راندن افتخار است ...
وقتی الافی در خانه آدم را از پاشنه در بیاره میتونه به خیلی چیزا منجر بشه یا اصلا میتونه خودش باعث ایجاد الافی های جدید بشه یا اصلا میتونه منجر به هبچی نشه !
برعکس
اینجا مالزیست , همه چی برعکسه , جای راننده با کمکش (برعکسه) , پسرا خانوم خونه شدن , دخترا %$#@*(^% (سانســـور شد) , صبجها خوابی , شبا بیدار , سر کلاس درس نقاشی میکنی (عکس بالا) , سر کلاس نقاشی درس میخونی (دنبال عکسش نگردین که موجود نیست ) , مالزیایی ها احساس غربت می کنن , ایرانی ها مبتلا به نوعی حس میهن پرستی افراطی مالایی , شاید تنها چیزی که سرجاش باشه و درست کار کنه معده مبارک باشه که روزی 8 نوبت باید پرش کرد , مبادا که از گشنگی در خاک غربت دستی دستی ناکام ( و ناکار ) شویم ...
حرفی حدیثی نظری پبشنهادی انتقادی سوالی چیزی نداری بالام جان ؟ (3 نظر)سلام خدمت خوانندگان صحیفه ایساتیس , سلامی گرم از شلوغیه یک استادیوم 40 هزار نفری .
به گزارش خبرنگار اعزامی ایساتیس , استادیوم مردکای مالزی (Merdeka Stadium) شاهد حضور 35 هزار نفر از گوشه و کنار مالزیست , امشب سلطان موسیقی دنیا (قسمت بانوناش البته ) دوشیزه Celine Dion قراره جدود 2 ساعت برنامه زنده اینجا داشته باشند , علاقمندان از ساعت 6 بعدازظهر پشت درهای بسته استادیوم حضور داشتند و حالا حتی راهروهای عبوری استادیوم هم پر شده از علاقه مندان , حتی پادشاه مالزی به همراه عیال رسمیشون هم تشریف فرما شدن وبا در صحنه بودن خودشون گرمای خاصی به استادیوم اعطا فرمودند , این همه امکانات , این همه تدارک , ولی ما همه از هم سوال میکردیم که اگه یکی ازون بارون های وحشت ناک مالزی شروع به با(ریدن) بکنه چه میشه؟
خداروشکر گویا علت تاخیر چندروزه کنسرت هم همین موضوع بود , چراکه چندروزی بود اینجا مدام بارون میبارشید , ولی امروز هوا صاف صاف بود که بسی جای تشکر داره از پادشاه مالزی !!

کنسرت به علت دیرکرد ورود اعلی حضرت (king of malaysia) با حدود 50 دقیقه تاخیر آغاز شد , یعنی ساعت 8:50 شب , در آغاز یک کلیپ بسیار زیبا از یکی از آهنگهای celine dion پحش میشد که ناگهان یه خانومه اومد و خودش به صورت زنده ادامه آهنگو از حفظ خوند ( منظورش خانوم celine dion میباشد).
همه چیز برخلاف ما کاملا عالی بود و همه چیز به خوبی organized شده بود.
به گزارش خبرنگاراعزامی ما صدای ایشون بسیار خوب است.
همچنین از میهمانان توسط همبرگر مرغ ( مرغ برگر ) و سوسیس و نوشیدنی به صورت کاملا غیر مجانی و بلکه خیلی گرون تر ازین حرفا پذیرایی به عمل آمد ( در بین حضار یک ساندویچ دسته دوم , بسته به مقدار باقی مانده اش حدود 1000 تا 2000 تومن معامله میشد)
به گزارش خبرنگار اعزامی ایساتیس ایشون از آهنگ When u hold me like that خیلی خوششون اومده بود ( خبرنگار اعزامییه دیگه !! ) .
نکته جالب اینجا بود که هیچ کس تیپ نزده بود و همه خیلی ordinary در مراسم حاضر شدند که البته متاسفانه اکثریت حاضرین را قشر چشم بادامی های چینی تشکیل میدادند.
خانوم دیون یک بار خطاب به حضار گفتند Apa Khabar یعنی چی خبر , و یک بار هم آخر کار گفتند Terimakasih یعنی ممنون که از نکات " +" (منظورش مثبت است ) این کنسرت بود ( در راستای اشاعه زبان غنی مالایی ) .
همچنین خبرنگار اعزامی ما قبل از شروه مراسم حدود 30 دقیقه ای , قربانیه موج مکزیکی تماشاچیان شد.از نکات بارز این مراسم این بود که گوشی موبایلمان هم در این دقایق بهت زده شده بود و هیچ سروصدایی در طول مراسم از خود ساطع نفرمودند ( منظورش اینه که کسی بهش زنگ نزد ) که جای تشکر از دوستان , آشنایان , هم محله ای ها , پادشاه مالزی و باراک اوباما را دارد ........ !!!
به گزارش خبرنگار اعزامیه ما به ایشون خیلی خوش گذشت و بعدش هم رفتند mcdonald جای ماروهم خالی کردند.
در پایان هم خانوم سلن دیون آهنگ تایتانیک را به همراه کلیپی از فیلم مذکور خوندند که بسیار مارا چسباندمان به صندلی مبارک.
بنا بر محاسبات دانشمندان ایساتیس 35 هزار بلیط فروخته شد , که اگر متوسط قیمت هر بلیط را بگیریم 200 رینگیت ( 60 هزار تومان برای هر بلیط ) میشود حدود 2 هزار میلیون تومان ( 2 میلیارد تومان = خیلی ) که خبرنگار اعزامیه ما امیدوار بود این پول نوش جونشون بشه چراکه بسیار خوش صدا بودند.
در پایان جا داره از بچاهای حراست , پادشاه مالزی , و بقیشون متشکر کنم که خیلی قبول زحمت کردند. باشد که روزی شاهد کنسرت عباس قادری نیز در مالزی باشیم.......
مورخین یونانی شهر کهن و باستانی یزد را ایساتیس خواندهاند که احتمالا بعد از ویرانی شهر کهن «کثه» پدید آمده است.شاید ایساتیس همان است که در جغرافیای بطلمیوس به نام « ایستیخای » در بیابان کارمانیا « کرمان » از آن یاد شده است . ایساتیس در آثار جغرافیایی پیش به گونه « ایزا طیخه » به معنی یزد هم آمده است .کثه که بیشتر کتب نام یزد را بدان داده اند به معنی شهر کوچک است زیرا در فارسی باستان این واژه به معنای کوچک میباشد لیکن کثه در مقایسه با شهر ایساتیس که شهر بزرگی بود در حومه یزد قرار داشته و کوچک بوده است
پشتیبانی آنلاین , طرح نظرات و پیشنهادات از طریق پیغامگیرک یاهو , در لیست دوستان خود add کنید تا از آپدیتهای وبلاگ به موقع باخبر شوید

زمان باقی مانده تا پایان حام ملتهای اروپا 2008 میزبان : اتریش و سویس دیدار نخست : سوئیس - چک قهرمان : آلمان !! راهنمایی : تیم های شرکت کننده همگی اروپایی هستند !!!
اطلاعات کامل و کل کل ازینجااگه باز چسیدیم , جتی اگه بوشم در نیومد , باز ایمیل میزنم در جریان میذارمت , پس بدو عضو شو
واقعا لطف میکنین اگه نظر ارزشمندتونو به اشتراک بذارین شاید ماهم چیزی بیاموزیم